2011/04/18

No sound - killer

به نام ها خوانده اند
به نام ها بخوان
به نام ها بخوانید
عشق را
 که خاموش ماندن صدایی محض زمزمه ی تنها نام آشنایی که می شناسد
عجیب کشنده اس

2011/04/13

Lip sewing


شعری نیست ، همه اش صدای باد است و پچ پچ گندم ها
من تماما سکوتم

کاش آتش ببارد

Domesticated

سرد است خیلی سرد
آغازِ انجماد است ، رامِ گرما شدن

Daily habits

دست ها
 دست ها
 دست ها
لمس های پنهانی
رازهای سر به مهر

سوختن
زخم خوردن
مردن

Genre

آدم های تنها
دست های سرد
لبخندهای بی رنگ
صورتک های مصنوعی


2011/02/21

Nothing

هیچ
هیچ چیز برای آرامش نیست
نه آن کلمه ی دو حرفی هست ، نه لمس آن نوازنده ی آشنا
نه هنگامه ی مواج پیچش ، نه خنکای تنفس
هیچ
هیچ چیزِ نزدیکی برای آرامش نیست
سرانگشتانم خشن شده اند

2011/02/09

Embrace

روزهای متمادی در این فکرم که چرا تمام راه ها در دو حرف کوچک گم می شوند ، که چرا امواج دریا در ذهنم اینقدر خشمگینند که چرا پاروهای به ساحل رسیده شکسته اند، که چرا فانوسکانه لبخند در دوراهی لبانم افسوس می شوند.
حس نماندنم را تنگ در آغوش می کشم و آرام آرام تکان می خورم ، شاید که آرام بگیرد این همه آهنگ رفتن.
.
.
.
خودم رو گول می زنم ، روزهاست که تمام حس بودنم را بالا آورده ام.